فاطي كه به دانشكده ره يافته است الفاظي چند را به هم بافته است
گويي كه به يك دو جمله طوطي وار سود اگر ذات پاك نا يافته است
تقديم به خودم وساره
نوشته شده در یکشنبه 1385/12/27ساعت 10:34 قبل از ظهر توسط فاطمه (آبنبات نعنایی)|
|
حالا هزار زخم داری که در سکوت پوشانده ای
برایت چه میتوان کرد
تنهایت را بر دوش من بگذار
نوشته شده در سه شنبه 1385/12/22ساعت 8:34 بعد از ظهر توسط فاطمه (آبنبات نعنایی)|
|
هوالمحبوب
نهایت تمام نیروها پیوستن است:پیوستن
به اصل روشن خورشید
وریختن به شعور نور
آیا کسی مرا به آفتاب معرفی خواهد کرد؟
من خواب دیده ام که کسی می آید.
نوشته شده در جمعه 1385/12/11ساعت 9:5 قبل از ظهر توسط سمیه (آبنبات پرتقالی)|
|
هوالمحبوب
ميدوني وقتي خدا داشت بدرقه ات مي کرد بهت چي گفت ؟جايي که
ميري مردمي داره که مي شکننت نکنه غصه بخوري من همه جا
باهاتم . تو تنها نيستي . توکوله بارت عشق ميذارم که بگذري، قلب
ميذارم که جا بدي، اشک ميدم که همراهيت کنه، ومرگ که بدوني
برميگردي پيشم.
نوشته شده در جمعه 1385/12/04ساعت 8:25 قبل از ظهر توسط سمیه (آبنبات پرتقالی)|
|

