سلام
عرض ادبی کرده باشم


ساره سمیه من اینجام 
نوشته شده در دوشنبه 1386/10/24ساعت 8:17 بعد از ظهر توسط فاطمه (آبنبات نعنایی)|
|
نوشته شده در یکشنبه 1386/05/14ساعت 9:33 بعد از ظهر توسط فاطمه (آبنبات نعنایی)|
|
زندگي، تلاشي براي روياندن«بذر وجود» و شكوفاندن«غنچه فطرت» در «مزرعه حيات» است.آرامش روح، در زندگي آميخته به معنويت و خداجويي است. زندگي هشياران، انديشه درباره سرمايه و سود ماندگار و نتيجه اخروي است، سرمايه شان اميد و ايمان و سودشان آرامش روح و روان است. زندگي غافلان به دو بخش تقسيم مي شود: نيمه اول به اميد و نيمه دوم به حسرت نيمه اول!
آيا حيف نيست كه زندگي بگذرد، بي آنكه به« بلوغ انساني» برسيم؟كسي كه به سؤالهاي مهمي همچون كيستم؟ كجايم؟ از كجا آمده ام؟ به كجا مي روم؟ سرانجامم چه خواهد شد؟ و..نينديشد و پاسخي روشن براي آن نيابد، نابالغ است، هرچند هفتاد سال عمر كرده باشد. چه قدر از عمرمان«پايگاه خدا» ست؟ و چه قدر از عمرمان «چراگاه شيطان»؟
نوشته شده در پنجشنبه 1386/02/13ساعت 9:58 بعد از ظهر توسط فاطمه (آبنبات نعنایی)|
|
خداوندا ارامشي عطا كن تا بپزيرم انچه را كه نميتوانم تغيير دهم......تغيير دهم انچه را كه ميتوانم ودانشي كه فرق اين دو را بدانم.
نوشته شده در شنبه 1386/01/25ساعت 9:38 بعد از ظهر توسط فاطمه (آبنبات نعنایی)|
|
وقتی میبینم چگ.نه ذهنم به اسمان پرواز میکند
میخواهم به سرای خوشبختی (بهشت) صعود کنم
پس با جانی در ارامش بخشایش خدا را خواهانم.
نوشته شده در شنبه 1386/01/11ساعت 9:55 بعد از ظهر توسط فاطمه (آبنبات نعنایی)|
|
فاطي كه به دانشكده ره يافته است الفاظي چند را به هم بافته است
گويي كه به يك دو جمله طوطي وار سود اگر ذات پاك نا يافته است
تقديم به خودم وساره
نوشته شده در یکشنبه 1385/12/27ساعت 10:34 قبل از ظهر توسط فاطمه (آبنبات نعنایی)|
|
حالا هزار زخم داری که در سکوت پوشانده ای
برایت چه میتوان کرد
تنهایت را بر دوش من بگذار
نوشته شده در سه شنبه 1385/12/22ساعت 8:34 بعد از ظهر توسط فاطمه (آبنبات نعنایی)|
|
بعضي چيزا هست كه مهمه اما واسمون مهم نيست و بعضي چيزا هست كه مهم نيست اما واسمون مهمه .
واقعا معلوم نيست كي به كيه و. چي به چي معلوم نيست كجا رو بگيري كه از دستت در نره ولي بدش ميبيني كه يه جاي ديگه از دستت در رفته .
يه جا هم ميبيني قاب عكست روبه روته اما خودتو نميشناسي و بعدشم كه به خودت فكر ميكني ميبيني چه عجوبه اي هستي غير فابل تحمل بيچاره اطرافيانت.
زندگي ،كنكور ،خواب،نون،فردا،ديروز،در ،ديوار،كبريت،اينترنت و....همشون دارند يه جواريي تكراري ميشن واست.
بلاخره من نفهميدم اخرش بايد حذر از چشم سيهي بايد كرد؟
نوشته شده در دوشنبه 1385/11/23ساعت 11:5 قبل از ظهر توسط فاطمه (آبنبات نعنایی)|
|
با سلام
وبا تشکر از همه خواهر ا وبرادرایی که میان از این وبلاگ دیدن میکنند و حالا بعضیاشونم نظری میدن .
میدونید این وبلاگ سه تا نویسنده داره(فاطمه-ساره-سمیه)
ازتون خواهشمندم که توجه کنید که کی این مطلب داده که اشتباهی نظر ندین
اخه من که وقت ندارم به کسی نظر بدم ولی همه اشتباه میان به من نظر میدن و من وجدانم ناراحت میشه چون حق من نیست
فاطمه
نوشته شده در دوشنبه 1385/11/23ساعت 7:27 قبل از ظهر توسط فاطمه (آبنبات نعنایی)|
|
سعی کنید از بابت ان چه هستید و ان چه دارید سپاس گزار باشید حتی اگر به انچه دارید قانع نیستید و بیشتر میخواهید یا خویشتن را بع ان صورتی که هستید دوست ندارید باز هم شاکر باشید.
وین دایر
نوشته شده در شنبه 1385/11/21ساعت 7:59 قبل از ظهر توسط فاطمه (آبنبات نعنایی)|
|
نوشته شده در چهارشنبه 1385/11/18ساعت 8:4 قبل از ظهر توسط فاطمه (آبنبات نعنایی)|
|
نوشته شده در شنبه 1385/11/07ساعت 7:47 قبل از ظهر توسط فاطمه (آبنبات نعنایی)|
|
زندگي را دوست بايد داشت
زندگي را در نشستن زير باران وكنار
جاده هاي خيس
ديدن پروانه هاي شاد
رقص باد و ناز گرم شاخه هاي بيد
چرخش مرغان دريايي به گردهم
با خزيدن چ.ن علف در بوته زار عشق
شب بايد كرد
اري ،اري
زندگی را دوست باید داشت
مریم.ش
|
|
|
نوشته شده در شنبه 1385/11/07ساعت 7:32 قبل از ظهر توسط فاطمه (آبنبات نعنایی)|
|
وقتی که تو این قدر به مرگ نزدیکی حتی دست های من نیز برای کشیدنت به سمت زندگی بی فایده است، با افکار پارادکسیکال تو توان جنگیدن ندارم پس به زندگی با مرگ ادامه بده!
نوشته شده در سه شنبه 1385/11/03ساعت 7:3 قبل از ظهر توسط فاطمه (آبنبات نعنایی)|
|
امشب دلت پر ميزنه واسه تنهايي
نوشته شده در سه شنبه 1385/11/03ساعت 6:35 قبل از ظهر توسط فاطمه (آبنبات نعنایی)|
|
... قلم عفو بر گناهم كش ورنه من سربه زير ميميرم
دست و پايم به عشوه اي بستي چه خوشم چون اسير ميميرم
ثروت من فقط ولايت توست كي دگر من فقيرميميرم...
دل هر كي يه ياري داره يه ياري داره دل ما با حسينه
نوشته شده در شنبه 1385/10/30ساعت 3:1 بعد از ظهر توسط فاطمه (آبنبات نعنایی)|
|
كار براي خود كردن نفس پرستي است،
كار براي خلق كردن بت پرستي است،
كار براي خدا و خلق كردن شرك و دوگانه پرستي است،
كار خود و كار خلق براي خدا كردن توحيد و خداپرستي است.
نوشته شده در شنبه 1385/10/30ساعت 2:59 بعد از ظهر توسط فاطمه (آبنبات نعنایی)|
|
اگه بخندي ميگن بي حيا شدي،اگه گريه كني ميگن عقده اي شدي،اگه ساكت يه گوشه بشيني ميگن افسرده شدي،اگه عاشق بشي ميگن ديونه شدي،اگه....
پس بيا بميريم كه واسه مردنمونم حرف در ميارن
نوشته شده در پنجشنبه 1385/10/28ساعت 5:59 بعد از ظهر توسط فاطمه (آبنبات نعنایی)|
|
زندگي برگ بودن در مسير باد نيست
امتحان ريشه هاست
ريشه اي هرگز اسير باد نيست
زندگي پيچك است
انتهايش ميرسد پيش خدا
بايد آن را سبز كرد
شادمان با آب پاش لحظه ها
نوشته شده در جمعه 1385/10/22ساعت 6:30 بعد از ظهر توسط فاطمه (آبنبات نعنایی)|
|